تلخانه(تلخ ترانه)
دوتا دست و دو تا خنجر
دوتا بازوی نان آور
دو مرد مرده در جنگ و
دو زن در میل یک بستر
نگاهی گنگ و سر در گم
سرودی تلخ و زجرآور
***
کنارم باش تنهام و ندارم طاقت دوری
سرودم رفته از یاد و نفس هام تنگ و مجبوری
کجایی؟کجایی آخرین تیر و کجایی آخرین سینه؟
چرا دنیام تاریکه؟ چرا چشمام نمی بینه؟
خدا دنیات چه تاریکه؟خورشیدو کجا بردی؟
دو چشمامو چرا بستی، سر عشقم چی اوردی؟
***
.
.
.
"مهدی مرسلی"
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 12:30 توسط م.سهیل (مهدی مرسلی)
|