نظری برای شعر "غریبه" شاعر عزیز نسرین بهجتی
پاهایم را برداشته ام
که راه نرفته باشم
خانه هر جا که باشد
برای خود کشی امن است
یا قطار
البته اگر راه برود
و تو نهنگ نباشی
و خانه ای در ساحل را حتی تصور هم نکنی
و ندانی کاکلی چه جور چیزی است
و آیا با خروس فرق می کند یا نه!
انگار تمام عناصر شعر غریبه اند
به همه اعتماد می کنم
هر چه پیش آید خوش آید!
که راه نرفته باشم
خانه هر جا که باشد
برای خود کشی امن است
یا قطار
البته اگر راه برود
و تو نهنگ نباشی
و خانه ای در ساحل را حتی تصور هم نکنی
و ندانی کاکلی چه جور چیزی است
و آیا با خروس فرق می کند یا نه!
انگار تمام عناصر شعر غریبه اند
به همه اعتماد می کنم
هر چه پیش آید خوش آید!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 18:47 توسط م.سهیل (مهدی مرسلی)
|