خنده
میان حال و اکنون مانده ام درگیر و سردرگم
دلم می خواست بین امشب و امشب
میان بغض من با من
میان ترس تو با ترس م
یان لحظه های حال من حال
میان این همه تردید
میان انتخاب آنچه می بینم و باید دید
میان . . .
بگذریم . . .
اما . . .
میان این همه تلخی
چه می شد لحظه ای می شد
برای لحظه ای خندید . . . !
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23:23 توسط م.سهیل (مهدی مرسلی)
|